تجربه شانه ايست که طبيعت وقتي ما کچل ميشويم, به ما مي دهد!
…………………………………………..
من اون ماهي قرمز کوچولوهستم تو دل شيشه اي تو
*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من ميميرم
…………………………………………..
اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ . . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست…. بوسيدن قول ماندن نيست….. و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني
ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم
…………………………………………..
اي عشق مدد کن به سامان برسيم چون مزرعه تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار و يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم
هر کجا که هستي بلوتوث قلبت رو روشن کن تا تمام وجودم رو برات سند کنم.
تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
هواشناسي طي ۲۴ ساعت گذشته اعلام کرد :
.
.
.
.
.
.
.
..
اينجا يه نفر خيلي دلش هواتو کرده
…………………………………………..
اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي ها نبود يا مرا با او نمي كردي آشنا يا مرا از او نمي كردي جدا
…………………………………………..
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم
…………………………………………..
بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه
…………………………………………..
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد……نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز……..و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي……..عاشق آنكه تو را مي خواهد…….و به لبخند تو از خويش رها مي گردد……… و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد
…………………………………………..
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند… سنگ … پس از رها کردن! حرف … پس از گفتن! موقعيت… پس از پايان يافتن! و زمان … پس از گذشتن!
…………………………………………..
بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.
…………………………………………..
ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است
…………………………………………..
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي… سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي
…………………………………………..
سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.بگذار عظمت عشق را درك نكني.زيرا انقدر عظيم است كه تورا نابود خواهد كرد
…………………………………………..
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
…………………………………………..
عشقي که تو را نثار ره کردم در سينه ي ديگري نخواهي يافت … زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذري نخواهي يافت
…………………………………………..
هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد
…………………………………………..
هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد
…………………………………………..
هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است يکي باش براي يک نفر …نه تصويري مبهم در خاطره ها
…………………………………………..
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
…………………………………………..
سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم - ماركوس گداوير
…………………………………………..
حكايت جالبي ست كه فراموش شدگان هرگز فراموش كنندگان را فراموش نميكنند
آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد
…………………………………………..
ظاهر و باطن شما بايد با هم همساز باشند, هدفهايتان بايد به بلنداي قامتتان و صبر و بردباريتان به وسعت تمام وجودتان باشد. براي اينکه درون و بيرونتان يکسان پرشکوه و متعالي شود بايد براي خود فلسفه زندگي داشته باشي
…………………………………………..
عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي است خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال .عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد .
…………………………………………..
زندگي ۲ چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو
…………………………………………..
عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.
…………………………………………..
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند، به دنبالش برويد، اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد
…………………………………………..
قوانين شاد زيستن : ۱- اگر شما چيزي را دوست داريد از آن لذت ببريد . ۲ - اگر شما چيزي را دوست نداريد از آن دوري جوئيد. ۳ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از ان دوري کنيد آن را تغيير دهيد. ۴ - اگر شما چيزي را دوست نداريد و نمي توانيد از آن دوري کنيد و نمي توانيد آن را تغيير دهيد آن را بپذيريد. ۵ - با تغيير نگرشتان نسبت به چيزهايي که انها را دوست نمي داريد انها را بپذيريد
…………………………………………..
بگير اين گل از من ياد بودي که تنها لايق اين گل تو بودي فراوان آمدند اين گل بگيرند ندادم چون عزيز من تو بود
…………………………………………..
مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد
…………………………………………..
هميشه حرفي رو بزن که بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس که بتوني پاش امضا کني چيزي رو امضا کن که بتوني پاش بايستي
…………………………………………..
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته .
زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي .
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن.
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد.
به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است.
عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است .
منو عشق آسمونيت منو اون نا مهربونيت منو حرفاي نگفته منوکشته زخم دوريت
منو باور نگاهت منو حادثه هاي خامت من و تو و ياد و خيالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا يه لحظه من اسير لحظه هامون
گفتي نمي خواي بموني کنارم برو ديگه باهات کاري ندارم
واسه عشق آسمونيتون همه مهربوني تو دلم جايي برات ندارم
گفتم نمي خواي ببيني کي هستم همه زندگيمو پاي تو بستم
بيا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
يادته شباي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو
همه زندگيم بود به پاي تو بودن نفسم بود براي تو
ولي راحت کردي تو فراموشم فکر کردي شمعمو من تموم مي شم
سرت شلوغه آخه وقت نداري همگاني شدي تو که شان نداري
تو که مي گفتي چيزي کم نداري وقتي با مني هيچ وقت غم نداري
پس ديدي زير پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
مي خوام باهم باشيم هنوز تا ابد اگه اين دستو نبردم بريم دست بعد
يادته شبهاي پر غم و غصته نمي خواستم ببينم اشک چشاتو
حالا نيستي ببيني دارم ميميرم واسه ديدن يه لحظه خندهاتو
زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد
…………………………………………..
در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم
…………………………………………..
وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا ۲ روزه
…………………………………………..
يك روز رسد غمي به اندازه كوه
يك روز رسد نشاط به اندازه دشت افسانه زندگي چنين است گلم…
در سايه كوه بايد از دشت گذشت




دیدگاه های تازه